در روز سه شنبه ۲۷/۲/۸۹ طی یک نشست صمیمی ، جلسه مشترک شورای آموزش شهرستان بابل با حضور ریاست محترم اداره جناب آقای براری ، معاونت محترم آموزش و نوآوری جناب آقای مهدی نیا و مسؤولین آموزش دوره های تحصیلی ، مسؤول سنجش و ارزشیابی تحصیلی و گروههای آموزشی عمومی و متوسطه و اعضای شورای آموزش حوزه معاونت آموزش متوسطه اداره کل به مدیریت جناب آقای مهندس عباسپور برگزار گردید.
در این نشست که نزدیک به ۵ ساعت به طول انجامید ، همکاران اداره آموزش و پرورش بابل با ارائه گزارشی در دوره های و بخش ای مختلف اقدامات و موفقیت های شهرستان را بیان نمودند . در ادامه رؤسای گروه دوره های تحصیلی سازمان انتظارات و موارد قابل ذکر را به تفکیک دوره ها بیان نمودند و در پایان نشست ، اعضا از رهنمودهای معاونت محترم آموزش متوسطه اداره کل بهره مند شدند.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389ساعت 10:8  توسط
|
هر چه روح به خدا نزدیکتر باشد ، آشفتگی اش کمتر است .
زیرا
نزدیکترین نقطه به مرکز دایره ، کم ترین تکان را دارد.
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 11:49  توسط
|
پیدایی نوروز
در بیشتر نوشته ها درباره جشن نوروز، پیدایی این عید را به «جمشید» پادشاه هخامنشیان نسبت داده اند؛ بدین صورت که «جم» پادشاه آن زمان، پس از در نوردیدن سرزمین های بسیار، وقتی که به آذربایجان رسید، دستور داد تخت جواهر نشانی را بر مکان بلندی به سمت مشرق بگذارند و خود نیز تاج جواهر نشانی را بر سر گذاشت و بر آن تخت نشست. همین که پرتو خورشید بر تاج افتاد، شعاعی در نهایت روشنایی به وجود آمد، مردم شاد شده و گفتند: امروز، روز «نو» است و به این دلیل که به زبان پهلوی، شعاع نور را «شید» می گفتند، از آن روز این کلمه را بر نام جم افزودند و او را «جمشید» نامیدند و جشن بزرگی برپا کردند.
معنای لغوی عید
«عید» از ریشه «عاد یَعود» و به معنای بازگشت است. هم عیدهایی که بشر در تاریخ خود ثبت کرده، در این خصوصیت مشترکند؛ از اعیاد کهن گرفته تا عیدهای ملی و مذهبی، همه حکایت از واقعه ای خاص و شایان توجه دارند؛ واقعه ای ارزش مند که انسان ها از یادآوری آن به وجد می آمده اند و لذت می برده اند.
عید نوروز نیز از سنت ها و باورهای کهن ایرانیان و فصل شور و شادی و شعف آنان بوده است.
معنای اصطلاحی عید
اگرچه «عید» به جشن سالانه ای گفته می شود که هرسال با بازگشت خود، سرور و نشاط را به قوم، نژاد یا ملتی باز می گرداند، معنای ژرف تر آن، بازگشت انسان به ریشه آسمانی خویش و رجعت روحی و معنوی به مبدئی است که او را آفریده و از او پیمان گرفته است تا شأن بندگی و اطاعت را رعایت کند. آداب مذهبی و معنوی، همانند غسل و نماز و روزه مستحبی نوروز، به همین امر توجه می دهد که عید را فرصتی برای غفلت از خدا و غرق شدن در بازی های دنیا نپنداریم؛ چه آن که جشن حقیقی انسان، زمانی است که بتواند شیطان را از حریم خویش براند و به گونه درونی و معنوی به سوی خدای خویش بازگردد.
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم اسفند 1388ساعت 9:47  توسط
|
" اِستَعِن عَلَی العَدلِ بِحُسنِ النِیّه فی الرَّعیِّه "
به وسیله ی حسن نیت به مردم ، برای اجرای عدالت اجتماعی کم بگیر .
خطبه نهج البلاغه
برگرفته از کتاب : پرتوی از اسرار نماز
محسن قرائتی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 9:3  توسط
|
نورمن وينسنت در خاطرات خود چنين آورده است كه: روزي ، مديري به من گفت كه قصد دارد
تا يكي از كارمندانش را به خاطر كندي و تنبلي در كار، اخراج نمايد. من گفتم :" چرا بجاي اين
كار او را به بيرون پرتاب كني، او را در مسير تجارت خود پرتاب نمي كني ؟" مدير گفت: منظوره
شما اين است كه زير او مواده منفجره كار گذاشته و فيتيله اش را براي پرتاب روشن كنم ؟!!
من گفتم :" نه ، تو تنها بايد فيتيله او را روشن كني ، مواد پرتاب كننده در وجود خود اوست.
فقط بايد به او انگيزه بدهي."بعد از چند سال آن كارمند يكي از بهترين كارمندان آن شركت
مبدل گشت. تنها به خاطر اينكه فيتيله او را روشن نمودند.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 9:3  توسط
|
عمل اندک و با دوام که بر پایه ی یقین باشد در نزد خداوند از عمل زیاد
که بدون یقین باشد برتر است.
امام صادق (ع)
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم اسفند 1388ساعت 11:59  توسط
|
جرج رويس، آموزگار كلاس پنجم من بود. يك روز ناگهان سر كلاس فرياد كشيد:"ساكت". بعد پاي تخته
سياه رفت و با خط درشت نوشت، " نتوانستن"، بعد رو به كلاس كرد و گفت:" حالا چكار كنم؟" همه مي
دانستيم كه منظورش چيست، بنابراين همه با هم گفتيم:" نون نتوانستن را بشكن". او هم با وقار به
سمت تخته پاك كن رفت و لغت را به " توانستن " مبدل كرد و همانطور كه دستش به گچ آغشته بود
گفت: بگذاريد درسي به شما بدهم، حتماً مي توانيد، اگر فكر كنيد كه مي توانيد.
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم اسفند 1388ساعت 11:16  توسط
|
سعادتمندترين مردم كساني هستند كه نيكوترين افكار را در سر دارند.
افكار نيكو تنها در ضمير هاي حاصل خيز ، حيات مي يابند.
آنان كه تفريح را وسيله اي براي رشد انديشه قرار مي دهند،
آنان كه به موسيقي غني ، كتاب خوب ، نقاشي زيبا، نمايش ديدني،
رفيق شفيق و گفت و گوي نشاط بخش عشق مي ورزند چه كساني هستند؟
ايشان سعادتمندترين مردمان جهان اند؛
آنها نه تنها خود سعادتمنداند،
بلكه دليل سعادت ديگران نيز هستند.
ويليام ليون فليپس
+ نوشته شده در یکشنبه نهم اسفند 1388ساعت 8:37  توسط
|
فاضلي به يكي از دوستان صاحب راز خود، نامه مينوشت. شخصي در پهلوي او نشسته بود
و به گوشهي چشم، نوشتهي وي را ميخواند. بر وي دشوار آمد ، بنوشت كه « اگر نه در
پَهلويِ من، دزدي نشسته بود و نوشتهي مرا نميخواندي، همهي اسرار خود بنوشتمي.» آن
شخص گفت كه « اي مولانا! من نامهي ترا مطالعه نكردم و نخواندم.» گفت:« اي نادان! پس
اين را مي گويي، از كجا مي گويي؟»
+ نوشته شده در شنبه هشتم اسفند 1388ساعت 12:54  توسط
|
مردي قوي هيكلي ، در چوب بري استخدام شد و تصميم گرفت خوب كار كند.
روز اول 18 درخت بريد. رئيسش به او تبريك گفت و او را به ادامه كار تشويق كرد. روز بعد با انگيزه بيشتري كار كرد، ولي 15 درخت بريد.
روز سوم بيشتر كار كرد، اما فقط 10 درخت بريد. به نظرش آمد كه ضعيف شده است. پيش رئيسش رفت و عذر خواست و گفت : «نميدانم چرا هر چه بيشتر تلاش ميكنم، درخت كمتري مي برم»
رئيسش پرسيد:«آخرين بار كي تبرت را تيز كردي؟»
او گفت:«براي اين كار وقت نداشتم. تمام مدت مشغول بريدن درختان بودم.»
+ نوشته شده در شنبه هشتم اسفند 1388ساعت 11:28  توسط
|
ياد بگيريم :
بدي ها را روي شن بنويسيم و خوبي ها را روي سنگ ....
+ نوشته شده در شنبه هشتم اسفند 1388ساعت 11:25  توسط
|
ادیسون مخترع آمریکایی :
ادیسون در طول حیات علمی خویش توانست در آمریکا ، بریتانیا ، فرانسه و آلمان ، ۲۵۰۰ اختراع را به نام خود ثبت کند که مشهورترین آن ، لامپ روشنایی الکتریکی بود. نیکلا تسلا فیزیکدان بزرگ و یکی از همکاران ادیسون درباره روش او برای حل مسائل می نویسد :
"اگر ادیسون می خواست سوزنی را در انبار کاهی پیدا کند ، با پشتکار فراوان ، دانه به دانه ، رشته های کاه را کنار می زد تا بالاخره سوزن نمایان شود.
ادیسون درباره نوآوری گفته است :
"نوآوری عبارت است از یک درصد الهام روح و نود و نه درصد عرق ریختن و تلاش کردن."
+ نوشته شده در دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 14:29  توسط
|
1. نيروي بالقوهي خود را شكوفا كنيد: جواني تنها مرحله اي گذرا از كودكي به بلوغ نيست، بنابراين فكر نكنيد كه جواني تنها ايستگاهي بين مبدا و مقصد زندگي است، اغراق نيست اگر بگوييم كه اين زمان از زندگي شما كيفيت و جهت بقيهي زندگيتان را تعيين ميكند.
زنگي منفيها و مثبتها، تأييدها و تكذيبها، اميدها و نااميديها به همراه خود دارد؛ واين كه چگونه جوانيتان را ميگذرانيد تعيين خواهد كرد كه به كدام راه خواهيد رفت.
2. آرزوهاي بزرگ داشته باشيد: تاريخ متعلق به كسانياست كه آرزوهاي بزرگ دارند. تنها ملتهايي كه آرزو دارند و سعي ميكنند آرزوهايشان تحقق يابند، و ان آرزوها را با ديگران قسمت ميكنند، ميتوانند رهبران تاريخ جهان باشند.
3. خلاق فكر كنيد: تاريخ توسط متفكران و افراد خلاق هدايت ميشود. جامعه اي كه قابليت توليد و خلاقيت را تحسين كند، شكست نميخورد. قدرت تفكر مثبت را داريد، بنابراين هميشه بايد كارها را به طور مثبت وبا قاطعيت شروع كنيد. در اين صورت در راه راست هستيد.
4. چالش طلبي: تاريخ با چالش طلبي و شجاعت پيشرفت ميكند. مردمي كه اهل چالش هستند، موفق ميشوند. كسي كه كارها را با ترس شروع ميكند، قبلاً جواني خود را تباه كرده است.
5: فداكاري: تاريخ با فداكاري رشد ميكند. يك نسل بايد براي رفاه نسل بعدي فداكاري كند.
6. از خودگذشته باشيد: انسانها براي زندگي با يكديگر به دنيا ميآيند؛ هيچ كس تنها زندگي نميكند. خود محوري خوب نيست، بنابراين نبايد به تعصبات خودمحوري و حرص آلوده شويد. قبل از خودف به جمع فكر كنيد، و نفع عموم را به نفع شخصي مقدم بداريد. با عشق و ايمان به مقصد فردا حركت كنيد.
7. با خودتان روراست باشيد: فكر كنيد كه كدام راه بهترين روش براي روراستي با خودتان است، به دنبال آن برويد.
8. فروتن باشيد: رشد و توسعه از يادگيري سرچشمه ميگيرد. رشد و توسعه شما در فروتني و تلاش براي حداكثر يادگيري است. درخت چون پربار شود، بيشترسر به زير ميافكند.
سنگفرش هر خيابان از طلاست- كيم ووچونگ- بنيانگذار شركت دوو
+ نوشته شده در یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 7:44  توسط
|
معمولاً براي آنكه كاركنان در محيط كار خود به راحتي و با بازدهي بالا به كار بپردازند و نتايج خوبي را متوجه سازمانهايشان كنند لازم است تا در محيطي سالم و مناسب چه از نظر فيزيكي و چه از نظر رواني قرار گيرند. چنين محيطي داراي ويژگي هايي است كه مي بايست به آن پرداخته شود.
ويژگي هاي يك محيط كار خوب و مطلوب را مي توان از سه جنبه مورد بررسي قرار داد:
1 - از لحاظ فيزيكي: محيط كار بايد امكانات اوليه را دارا باشد مثلاً از لحاظ نور، تهويه، دوري از سروصداي محيطي و... مناسب باشد و ابزار و وسايل ابتدايي و مناسب كار در اختيار كاركنان قرار گيرد.
2 - از لحاظ حقوقي و انگيزشي: به طور مسلم همه انسانها در درجه اول براي به دست آوردن پول كار مي كنند و اگر در يك محيط كار همه امكانات فراهم باشد اما حقوق مكفي و مناسبي وجود نداشته باشد آن محيط را نمي توان محيط كار مطلوب ناميد و بايستي در حد متعارف و متوسط جامعه به كاركنان حقوق و دستمزد مكفي پرداخت شود تا از ايجاد حس نارضايتي جلوگيري به عمل آيد. به علاوه يك محيط كار مطلوب بايد داراي يك سيستم دقيق و عادلانه پرداخت پاداش و پرداختهاي انگيزشي باشد.
3 - از لحاظ سبك مديريتي. نحوه اداره سازمانها و ايجاد ارتباط سالم بين همكاران با هم و با رده هاي مديريتي مي توانند يك محيط كار سالم را بوجود آورد و مديريت سازمان بايد سعي نمايند كه كاركنان از كار خود احساس رضايتمندي شغلي داشته باشند.
+ نوشته شده در شنبه یکم اسفند 1388ساعت 13:42  توسط
|
خصوصیت فرد تک رو
فرد تكرو سعي دارد از مسير خودش پيش برود و هميشه ميخواهد اندكي جلوتر از ديگر اعضاي گروه گام بردارد. او تمايل به مستقل بودن دارد و هرگز بهطور كامل با ديگر اعضاي گروه همراه نميشود. انسان تكرو معمولاً در راه انجام امور موانعي را ايجاد ميكند و هميشه به دنبال راههاي متمايزي براي انجام امور ميگردد، اگرچه گاهي اوقات اينراههاي متمايز مؤثر نميباشند.
مديريت بر كاركنان تكرويي كه به نظر ميرسد نسبت به قوانين عمومي، رويه سازماني، قدرت مافوق خود و يا حتي پاداشها و تنبيهات بيتفاوت هستند، مشكل است. كارمند تكرو همكاري بيشماري با سازمان دارد، به خاطر اين كه او اغلب به عنوان انسان مزاحمي كه ديگران را تشويق ميكند و يا حتي شخصي كه به ديگران فشار ميآورد كه بهطور متفاوت فكر كنند، عمل ميكند.
ــــــــــ
خط مشی های رفتار با کارمندان تک رو :
مديران ميتوانند برنامههاي وسيعي را براي مهار كردن قدرت و انرژي كارمند تكرو بكار گيرند. خط مشي مدير، خوبي، بدي و يا زشتي اعمال و رفتار كارمند تكرو را تعيين ميكند. در زير بعضي از خطمشيها آمده است:
-
اخطارهاي خود را رك و صريح اعلام كنيد: ممكن نيست شما بتوانيد كارمند تكرو را در يك وضعيت معين قرار دهيد، ولي ميتوانيد او را راهنمايي كنيد. رمز آن در اين است كه ديدگاه شما درباره چگونگي سهيم كردن او در تشكيلات سازمان روشن شود و تشخيص دهيد كه همكاري وي ممكن است با ديگر كارمندان متفاوت باشد. كارمند تكرو نيازمند است كه بداند شما از او چه انتظاراتي داريد و چه چيزهايي نياز داريد.
-
كار كردن براي برقراري ارتباط نه ايجاد قدرت و نفوذ: قدرت و مقام اداري شما ممكن نيست اثرات زيادي بر كارمند تكرو داشته باشد.انتظار نداشته باشيد كه او به خواستههاي شما به سادگي و به خاطر اين كه شما رئيس او هستيد، تن دهد. اما چه چيزهايي در توسعه ارتباط شما با اين قبيل كارمندان و دو طرفه كردن ارتباط مؤثر خواهد بود؟ گفت و شنود دو طرفه ابزار شماست. نخست بايد به آنچه كارمند تكرو ميگويد با ميل و رضايت گوش داد. اين بدان معني است كه سؤالات زيادي رد و بدل شود. همچنين بدين معني است كه نشان دهيد همكاريهايش را گرامي ميداريد.
-
نصيحت و انتقاد: كارمندان تكرو معمولاً قصد ندارند كه چالشانگيز باشند. ولي آنها اينطور ظاهر ميشوند، زيرا آنها به سادگي در باره اين كه چهطور ممكن است نسبت به پيرامونشان موثر باشند فكر نميكنند. به همين دليل، مهم است كه مورد انتقاد و نصيحت قرار گيرند، تا در مورد آنچه كه انجام ميدهند، دقت كنند. چنانچه حضور كارمند تكرو در يك جلسه زيانبخش است، بايد به او تذكر داده شود. بهترين راه براي نصيحت و انتقاد از يك كارمند تكرو اين است كه در مورد ارزشها و اصول اساسي سازمان با او صحبت كنيد و سپس به سمت هدف مشخصي حركت كنيد. نصيحت فقط در مورد رفتار منفي نميباشد و مدير نياز دارد به كارمند تكرو اجازه دهد تا بداند همكاريهاي خارقالعاده او قابل قدرداني و ارزشمند است. چنانچه شما قصد داريد همكاري مثبت كارمند تكرو را حفظ نماييد، ضروري است كه به او اجازه دهيد تا نسبت به مشكلات رفتاري خود آگاه شود.
-
ارتباط دوستانه با انسان بدخو: اگر كارمند تكروي شما بدخو، بيتجربه و زيانبخش است و خيلي لايق و شايسته نيست، شما مشكل برجستهاي داريد. مشكل اين است كه اين شخص خود را مجاز بداند كه بدون اعتنا به مافوق و داشتن همكاري مثبت كار خود را پيش ببرد و به همين دليل تمام سازمان ميتواند مسموم باشد. موقعيتهايي وجود خواهد داشت كه بهترين مسير براي فعاليت است و كساني كه در اين مسير حركت ميكنند تشويق ميشوند، مخصوصاً اگر آنها دائماً افرادي نفاقافكن باشند.
-
پشتيباني و حمايت: به خاطر داشته باشيد كه كارمند تكرو ميل به وابستگي گروهي ندارد و بنابر اين از حمايت بسياري از گروهها برخوردار نيست. او به عقايد و توانايي خودش بيشتر از حمايتهاي گروهي اعتماد دارد. چنانچه شما از همكاريهاي كارمند تكروي خود قدرداني كنيد، شما نياز خواهيد داشت كه اين همكاريها را به بيشتر كارمندهاي مورد قبول، به خصوص در مشاغل و اجتماعات گروهي خاطرنشان كنيد و نشان دهيد كه براي عقايد و خلاقيت او ارزش قائل هستيد، حتي اگر روش او را دوست نداشته باشيد.
-
آزمون محدوديتها: كارمند تكرويي كه در حال پيشرفت است نياز دارد كه به او يادآور شود اهداف سازماني وجود دارند كه خيلي مهم هستند. كمك به كارمند تكرو، او را بر روي اين اهداف متمركز ميكند. دقت كنيد بدون توجه به اصول و عقايدي كه ممكن است يك كارمند تكرو داشته باشد، با او بهطور مستبدانه برخورد نكنيد. كارمند تكرو ميتواند در امور مربوط به سازمان همكاري مثبت يا منفي داشته باشد و ميتواند براي هر مدير نعمت و يا مصيبت باشد. در بسياري از تصميماتي كه شما خواهيد گرفت اين مسأله وجود دارد كه سازمان و مدير چهطور تغيير جهتهاي كارمند تكرو را تحمل ميكنند. چنانچه شما بتوانيد انرژي كارمند تكرو را مهار كنيد و نيروي او را تسليم خود نماييد، او ميتواند نقش مهمي را در كمك به سازمان ايفا كند و كمتحركي و ركود را دور بياندازد و به سمت تغيير خود حركت كند.
+ نوشته شده در شنبه یکم اسفند 1388ساعت 8:9  توسط
|